تبلیغات
آسمانیان خاک آلود

آسمانیان خاک آلود

آیا می دانید؟

آمارهاى رسمى نشان مى دهد كه حدود ۳/۱ درصد كودكان ایرانی بین ۱۴-۶ سال به كار اشتغال دارند و به مدرسه نمى روند. این رقم در مناطق شهرى ۵/۰ درصد و در مناطق روستایى ۴/۲ درصد است.(روزنامه شرق، یك شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۴) علیرغم واقعیت بیان شده در فوق، می توان گفت، در ایران    آمار رسمی جهت بر شمردن وضعیت دقیق این کودکان وجود ندارد . ولی مطابق با آمارهاى غیررسمى، یك میلیون و ۷۰۰ هزار كودك در سن مدرسه در كشور وجود دارند كه به مدرسه      نمى روند و بیش از هفتصد هزار نفر در سن ابتدایى از تحصیل محروم هستند

بطور کلی  کودکان کار  و خیابان  به چهار گروه تقسیم می شوند، كودكان مهاجر ، كودكانى كه در خانواده هاى پر تنش زندگى  مى كنند و یا   كودكان طلاق ،  كودكان خانواده هاى فقیر و كودكان بى سرپرست.( همان ماخذ پیشین

اگرنخواهیم با حدس و گمان به رقم زنی آماری بنشینیم، می توان از بیان واقعی وضعیت کار در سطح کارگاهها تا حدی به وجود نیروی کار کودکان دست یافت. مثلا می توان فهمید که حدود ۵ /۱ میلیون کودک زیر پانزده سال در ایران کار می کنند. از مجموع دو میلیون کارگاه سطح استان تهران، تنها کارفرمایان ۵۰۰ هزار کارگاه حق بیمه پرداخت می کنند. خود این اظهارنظر نشان می دهد ۵ /۱ میلیون کارگاه  فقط در سطح استان تهران وجود دارند که وزارت کار نظارت و کنترلی بر آنها ندارند. اگر تنها ده درصد از این کارگاهها، هر کدام فقط یک کودک و نوجوان کارگر داشته باشند، حدود ۱۵۰ هزار (و اگر در هر کارگاه یک کودک کار به کار کشیده شود یک میلیون و پانصد هزار) کودک و نوجوان کارگر در سطح استان تهران کار می کنند که زیر پوشش هیچ بیمه ای قرار ندارند. ذکر این نکته قابل توجه است؛ در ایران به دلیل غیرقانونی بودن کار کودکان و نیز امر اشتغال آنها در کارگاهها که جزو مشاغل تعریف شده   نمی باشد، این مسئله به صورت پنهان وجود داشته و رقم آمار را کمتراز آنچه که هست، نشان می دهد  

 



طبقه بندی: آموزش و ساماندهی کودکان کار و خیابان، 
دنبالک ها: جامعه ی مجازی ایرانیان،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 مهر 1388 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
طرح بوی عید

                           طرح بوی عید

سلام  دوستان

امیدواریم امسال هم مانند سال های گذشته در روز های آستانه عید نوروز طرح بوی عید می اید در سطح تعدادی از مراکز بهزیشتی تهران اجرا شود.

می دانید؟ در این طرح دانشجویان به همراه حاجی فیروز در مراکز بهزیستی حضور می یابند و با پخش شکلات و شیرینی به بچه های حاضر در بیمارستان ها و مراکز بهزیستی تقدیم می نمایند.سال نو نوید بخش سالی خوب و پر امید برای آنها باشند.

 

برنامه همسال به شرح جدول زیر ارایه می گردد.

           روز                  تاریخ               ساعت           مکان اجراءبرنامه

1 – پنج شنبه              22/12/87              9             شیر خوار گاه ترکمانی

2- شنبه                    24/12/87              17             شیر خوارگاه رقیه

3 - دوشنبه               26/12/87               17             بیمارستان مفید

                    "                            "                    19            بیمارستان علی اصغر

            4 – سه شنبه            27/12/87                17           مرکز طبی کودکان

 

علاقه مندان در صورت تمایل به همکاری با شماره تلفن

   09126873364  تماس  بگیرند.

 

منتظر دریافت نظرات و اعلام همکاری همه عزیزان هستیم



طبقه بندی: اعلام برگزاری همایش، 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 اسفند 1387 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
جشنواره غذا ضرب در 2

جشنواره غذا ضرب در 2

طرحی دیگر از جمعیت امام علی برای کمک به کودکان   نیازمند.

با شرکت در این جشنواره که به همت دانشجویان نیکوکار برپا شده ضمن استفاده از غذاهای متنوع و خوشمزه به خانواده های نیازمند یاری می دهیم تا نوروزی شادتر را تجربه کنند.

 ضمنا چنانچه مایلید در برگزاری هرچه پربارتر این مراسم مارا یاری دهید دستان گرم و یاری بخش شما را میفشاریم

زمان: 23 – 24 – 25  اسفند ماه ساعت 10 الی 19

مکان:شهرک غرب –فاز یک-خیابان ایران زمین-کانون فرهنگی قدس

شماره تماس : 23051110-09124357533

با تشکر-جمعیت امداد دانشجویی امام علی

لطفا حتما این متن را برای دوستان ارسال نمایید


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 اسفند 1387 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
جشن تولد آویشه

جشن تولد آویشه

همه ما وقتی به دنیا اومدیم اونایی که باید به هم تبریک می گفتن تبریکاشونو گفتن و هدیه ها شونو دادن. ولی از اون به بعد همیشه سالروز تولدمون که میشه به همدیگه تبریک می گیم .

تا به حال فکر کردین، که آیا تو این یکسال هایی که از عمرمون میگذره تولد دوباره ای داشته ایم که لازم به تبریک مجدد باشه؟شما رو نمی دونم، ولی منکه نداشتم .اگر داشتم هم، خودم نفهمیدم . ولی یکنفر رو می شناسم که در 10 سالگی سزاوار برگزاری جشن تولد دوباره شد.

می خوای بدونی اون کی بود؟ دخترک 10 ساله ریزه میزه ای به نام آویشه بود که برای شادی دل نوجوان هایی که از محروم ترین و ستم دیده ترین اقشار این جامعه هستند در مراسم اربعین از چیزی که براش خیلی عزیز بود چشم پوشید و تحت هیچ شرایطی هم حاضر به پس گرفتن هدیه اش نشد.

 وای بر ما که اگه نخواهیم یاد بگیریم که در 20 ، 30یا 40 سالگی سزاوار حداقل یکبار تبریک جشن تولد دوباره باشیم.

بیاییم تا پیشاپیش عیدی هایی رو که قراره در نوروز به دیگران بدیم یا از اونها بگیریم ، روی هم بگذاریم و در 20 اسفندبرای آزادی بچه های کانون اصلاح وتربیت هدیه کنیم تا یکی دیگر از این بچه های بتونند دور سفره فقیرانه هفت سین کنار خانواده باشن.اونوقت ما هم بتونیم با دلی شاد در لحظه تحویل، رو به سوی خدا کنیم و همه با هم بخونیم:

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبراللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

میزبان:همه دریادلانی که میخوان کریمانه به مجلس خودشون پا بذارن

مدعوین:بچه های کانون اصلاح و تربیت

ساعت 6 بعداز ظهر                               زمان:20 اسفند87

 

مکان: شهر زیبا-انتهای بزرگراه آیت الله کاشانی-خیابان کانون- کانون اصلاح و تربیت

 

 

                                          به امید دیدار



طبقه بندی: اعلام برگزاری همایش، 
دنبالک ها: سایت طفلان مسلم، وبلاگ طفلان مسام، جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)،
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 11 اسفند 1387 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
روز معجزه

روز معجزه

این اربعین نه تنها برای من ،بلکه به جرأت میگم برای تمام کسانی که اونروز تو سالن کانون نشسته بودند، زیباترین روز عمر بود .روز معجزه بود.اون روز همه ما فهمیدیم که بچه های کانون کی هستند؟از چه جنسی هستند؟آیا واقعا خطرناکند؟باید کنار گذاشته شوندو از اونها دوری کرد؟نه،این بچه ها خیلی معصوم بودند ،چیز هایی داشتند که باورش برای هرکسی که با اونها هم کلام نشده،مشکله ،ولی واقعا وجود داشت .بچه هایی مثل خسرو،مجتبی،حمید،بهروز،میلاد،پیمان،محمدو...

زیاد بودن ،اسم بعضی از اونها به خاطرم نمی یاد .اما خوب بودند ،دل پاک و بی آلایشی داشتند. غیرت و مردونگی داشتند چون احساس مسولیت داشتند،چون.ساده بودند و همین سادگی اونها باعث شده بود که ناخواسته سر از اینجا در بیارن.هر کدوم از اونها مردانی بودند در لباس بچه گانه.مثل حمید،بهروز،مجتبی،خسرو، و.............اونا کسانی بودند که به جرم کار زیاد،وقت کم،دفاع از خود و نگهداری از خانواده شان و خیلی وقتها به جرم سادگی ،بی دقتی ، کم شانسی و شایدم کله شقی وبچگی محکوم بودندحبس بکشند. البته بین بچه های کانون بزهکار هم وجودداره که اگه اصلاح پذیر تشخیص داده نشن ما با اونا کاری نداریم.هرچند که اونام قربانی بی توجهی ما بزرگترها هستند.

- حمید: سرپرست یک خانواده و مسئول نگهداری مادری بیمار و خواهرانش بود،به خاطر تصادف باید 80 میلیون تومان دیه پرداخت کند.پسر با وجدانی که تمام نگرانی و جوش و جلای او فقط خانواده اش بود و اون شب همه ما سعی کردیم به نوعی کاری انجام دهیم که اون رو به آزادی نزدیکتر کنیم .از جمله آویشه کوچک با کار زیبای خودش وقتی گردن بندش رو باز کرد و به حمید هدیه داد،به اون ثابت کرد ،که همه ما به فکر اون و  همه دوستانش هستیم.و همه ما اونارو دوست داریم.اون شب همه کسانی که اونجا بودند،به بچه ها نشون دادند که ما بی تفاوت نمی نشینیم.

زوج جوانی که دارایی اونها فقط یک دستگاه موتور سیکلت بود و اون دارایی رو به بچه ها هدیه کردند .اون همسرانی که حلقه ازدواج خودشون رو که زینت دایمی هر زوج است رو به بچه ها هدیه دادندو ثابت کردند که شما تنها نیستید.اون رقابتی که اون شب برای زنده نگه داشتن خسرو در اون سالن می شد،دل هر انسانی را از شادی می لرزوند.اون سالن ورزشی ،باز هم یک سالن رقابت بود.اما رقابت در کرامت و جوانمردی،همه فاتح از اون سالن بیرون اومدن .از جمله آویشه عزیز که اون شب درس بزرگی به همه ما داد و عمل بزرگ این کودک ،همه ما رو بر آن داشت که روز 20 اسفند ماه،روز بزرگی که این دختر کوچک به دنیا آمد، دوباره دور هم جمع شویم و جشن بگیریم .

راستی می خوای بدونی اون روز چه برکاتی داشت؟

- مجتبی: توی یک بعد از ظهر از خوابیدن برادرش سوء استفاده کرد و با موتور اون به خیابان رفت و به دلیل تصادف و محکومیت به پرداخت دیه الان توی کانونه. دیه مجتبی تامین شد و وسایل آزادی اش فراهم شد.

- پسر بچه ای 10-12 ساله : جرمش شکستن شیشه یک مغازه بود. می دونید چرا؟چون بعد از زندانی شدن مادرش که مضنون به سرقت بود­، نه جا و نه غذا و نه کسی رو داشت که با او  زندگی کند و برای اینکه سر از بهزیستی در نیاره ترجیح داد مجرم بشه وتا موقع آزادی مادرش اون هم توی کانون باشه.مبلغ حکم اون و مادرش به همراه محل زندگی و شغل مناسب توسط فردی نیکو کار تامین شد..

- دیه 40 میلیون تومانی خسرو که متهم به قتل غیر عمدی یک فرد معتاد به کراک بود جمع شد و امیدواریم با جلب رضایت خانواده مقتول به دریافت دیه و صرف نظرایشان از قصاص، او هم شب عید را در کنار خانواده اش بگذراند.

- پسر بچه ای 7-8 ساله : به دلیل سرقت موبایل ،حتی بعد از پس دادن گوشی به 80 هزار تومان جریمه محکوم شده بود و به دلیل عدم توانایی مالی خانواده، توی کانون مونده بود.واقعا انسان از اینکه در کشور عزیزمان  به همه جرایم از ریز ودرشت اینقدر با دقت و وسواس رسیدگی میشود احساس مباهات میکند!

و................. میلیونها تومان کمک های نقدی و غیر نقدی دیگر که هریک به نیت  یکی از بچه ها وقف شده بود ولی نتوانست بیشتر از سه یا چهار نفر را آزاد کند و به خانواده اش برگردونه.

صحنه ی هنرمندی غریبی بود از مردمی که خداوند به اونا این شانس را داده بود که بتونن با چشم و گوش و  دل خودشون سر گذشت دردناک زندگی افرادی از محروم ترین اقشار جامعه را درک کنند. کودکانی که فرقشون با بچه های ما در  اینه که، اونها درگیر حادثه هایی نا خواسته شدند ولی بچه های ما شانس آوردند و  بدون اینکه بفهمند از کنار این حادثه ها گذشتند.اونها شدند مجرم ولی پرونده بچه های ما پاکه پاکه­. خیلی از این بچه ها،بودنشان و دلیل بودنشان را در کانون اصلاح و تربیت هنوز باور ندارند و باید دیگران قصه ی جرم اونها رو بار ها و بار ها براشون تعریف کنند تا بالاخره حضور نا خواسته شون رو در اینجا باور کنن و دلیل این حضور رو درک کنن.

بالاخره اون مجلس زیبا تمام شد.روز معجزه هم به ظاهر روزی بود مثل روزهای دیگه که بالاخره تموم میشن. همه ما به طرف خونمون حرکت کردیم در حالیکه با هم قرار گذاشتیم دوباره روز 20 اسفند که روز جشن تولد آویشه عزیز ه در کانون اصلاح و تربیت دور هم جمع شویم و گلریزونی دوباره داشته باشیم .همه بیایم و تمام هدایایی که برای جشن تولد دوستان و سالگرد عروسی فامیل و سالگرد قبولی دانشگاه دختر همسایه و قبول شدن در امتحانات ترم یکم کلاس زبان کوچولوهای دوست داشتنی و نیز هدایایی که برای ولنتاین ها و عمل زیبایی بینی دورو بری هامون کنار گذاشتیم رو به بچه های اصلاح پذیر کانون هدیه کنیم و به اونها آزادی و لذت حضور در جمع گرم و فقیرانه خانواده شون رو تقدیم کنیمشاید اونوقت بتونیم یک شب دیگه سر راحت بر بالین بذاریم .بتونیم خدا رو شکر کنیم که از یک فاجعه جلوگیری کردیم.فاجعه ای که اگه بچه ای 18 ساله بشه تازه عمقش حس میشه. میدونی چرا؟ چون یا اون بچه اعدام میشه ویا اینکه به زندان بزرگسالان منتقل میشه وفاجعه واقعی اون روز برای جامعه ومن وتو و بچه های ما  متولد میشه .

                                  به امیددیدار دوباره در کانون اصلاح و تربیت

                                                                 والسلام



طبقه بندی: گزارش همایش ها،  طرح طفلان مسلم، 
دنبالک ها: سایت طفلان مسلم، وبلاگ طفلان مسام، جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)،
نوشته شده در تاريخ جمعه 9 اسفند 1387 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
دنیای مجازی

دنیای مجازی

یه روز با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم تا در محل دنجی غذایی بخورم و برای سفرم برنامه ریزی کنم. بعد از سفارش غذایی مفصل و دلچسب نوت بوکم رو باز کردم و مشغول خواندن شعرها و پیامها و جوکهای فراوان ارسالی به صندوق پست الکترونیکی ام بودم و با صدای موسیقی به یاد روزهای خوشی که لندن بودم می افتادم که صدای پسر بچه ای رو پشت سرم شنیدم:

    -  آقا میشه یه کم به  من پول بدین؟

    -  نه کوچولو پول زیادی همراهم نیست.

    -  فقط اونقدری که بتونم نون بخرم.

    -  باشه برات میخرم.

    -  کره و پنیر هم میخری؟

غذای خودم رسید. گارسون پرسید :

    -  اگه پسره مزاحمه بیرونش کنم؟

    -  نه بذار بمونه . براش نان و یه غذای خوشمزه بیارید.

اونوقت پسره روبروی من نشست

-   چیکار میکنی؟

-   ایمیل هامو چک میکنم.

-   ایمیل چیه؟

-   یه نامه است که با  اینترنت فرستاده شده.

-   تو اینترنت داری؟

-   آره تو دنیای امروز خیلی ضروریه.

-   چی هست؟

-   جاییه که با کامپیوتر میشه خیلی چیزها رو دیدوشنید.اخبار  موسیقی ملاقات با مردم خواندن و نوشتن  رویاها  کار و یادگیری . همه اینها وجود دارن ولی تو یه دنیای مجازی.

-   مجازی یعنی چی؟

تصمیم گرفتم جوابی ساده و بدون ابهام بهش بدم و راحت غذامو بخورم.

-   دنیای مجازی جاییه که توی اون همه چیز هست. هر چی که دوست داشته باشیم. ولی نمیشه چیزی رو لمس کرد.رویا هامونو اونجا ساختیم و شکل دنیا رو اونطور که دوست داشتیم  عوض کردیم.

-   چه عالی من دوستش دارم

-   کوچولو فهمیدی مجازی چیه؟

-   آره من تو همین دنیای مجازی زندگی میکنم.

-   مگه تو کامپیوتر داری؟

-   نه ولی دنیای منم مثل اونه – مجازیه.

 مادرم تمام روز بیرون کار میکنه.دیر بر میگرده و اغلب اونو نمیبینیم .

پدرم سالهاست توی زندانه.ولی من همیشه همه خانواده رو توی خونه دور هم تصور میکنم.

خواهر بزرگترم هرروز میره بیرون. میگن تن فروشی میکنه اما من نمی فهمم چون وقتی بر میگرده میبینم هنوز هم بدن داره .

برادر کوچیکم وقتی از گشنگی گریه میکنه  با هم آب رو به جای سوپ میخوریم.

تو  دنیای مجازی من توی خونمون یه عالم غذا و یه عالمه اسباب بازی داریم .

 من مدرسه میرم  تا یه روز دکتر بشم.

مگه مجازی همین نیست؟

قبل از اینکه اشکهایم روی صفحه کلید بچکد نوت بوکم رو بستم.صبر کردم تا بچه غذایش را که حزیصانه می بلعید تمام کند.پول غذا را پرداختم.

       آنجا  در آن لحظه  من بزرگترین آزمون بی خردی مجازی را دادم و قبول هم شدم .

این آزمون یه عالمه شاگرد اول داره.ما هر روز را در حالی سپری میکنیم که ازدرک یک موضوع بسیار روشن و بدیهی عاجزیم.

محاصره شدن وقایع بی رحم زندگی توسط حقایق

 اقتباس از مجله گل یخ

 نشریه جمعیت امداد دانشجویی

 امام علی (ع)

 

 

 

 



طبقه بندی: آموزش و ساماندهی کودکان کار و خیابان، 
دنبالک ها: آموزش و ساماندهی کودکان کار و خیابان، جمعیت امام علی (ع)،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1387 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
امام هم با ما اشک شوق ریخت

این اربعین امام هم با ما اشک شوق ریخت.

 

یادم نمیاد . تا حالا تو هیچ اربعینی به اندازه امسال گریه کردم ؟نمیدونم تا امسال تو هیچ اربعینی اینقدر از ته دل خندیده بودم؟

مگه میشه؟مگه میشه تو اربعین سالار شهیدان وقتی خانم زینب اینقدرغمگین وعزادارند ما شیعیان بتونیم  اینهمه اشک بریزیم و در عین حال دست بزنیم واز ته دل خدا رو شکر کنیم؟ و تازه مطمئن هم باشیم که اماممون  هم راضی و شاده؟     امسال من با یه جور دیگه عزاداری آشنا شدم.

توش روضه خونی نبود........ولی چرا حالا که فکرشو میکنم میبینم که بود وچه جانگداز هم بود.

توش نذری پخش نمیکردن.......ولی چرا اگه چشارو خوب وا میکردی میدیدی که چه کریمانه و بزرگوارانه  نذری هاشونو تقدیم  میکردن.

توش عزاداری نبود............ولی میبینم عزاداری هم بود اما اینجا که برای احیاء سنت واقعی امام حسین(ع) گرد هم جمع شده بودیم فقط روز عزای مدعیان دروغین اسلام و مسلمونیه .اونایی که میدونن اگه مردم  صراط مستقیم اسلام وانسانیت رو پیدا کنن اونوقت دیگه حنای اونا رنگی نداره.

خلاصه عجب روزی بود و عجب غروبی!میخوای تو هم بدونی چه خبر بود؟

پس مطلب بعدی تحت عنوان"روزمعجزه" رو بخون. در اینصورت اگه تونستی روز " 20 اسفند"  روز جشن تولد آویشه عزیز 10 ساله رو توی خونت بشینی و ناخودآگاه خودتو جلوی در  کانون اصلاح و تربیت ندیدی اونوقت به قول احسان عزیز خیلی مردی .

 

                                                                       والسلام



طبقه بندی: گزارش همایش ها،  طرح طفلان مسلم، 
دنبالک ها: وبلاگ طفلان مسام، جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)، سایت طفلان مسلم،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1387 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
در لایه های زندگی

در لایه های زندگی(به بهانه مراسم اربعین)

 

چه فکری میکنی؟

در لایه های زندگی فراموش میشوی و فراموش میکنی و بعد به خیالت داری زندگی میکنی.زندگی هدیه خداوندی است برای ادامه دادن نه برای در جا زدن. فکر میکنی خدا از تو به ازای این هدیه چه می خواهد؟ 10 ثانیه به این موضوع فکر کن . روزی از خدا پرسیدند که"ای خالق آدم. اگر تو خود نیز آدم بودی کدام عبادت را انجام میدادی؟"

خداوند گفت:"من کوله باری بر دوش می انداختم و به خلق کمک می کردم. تا دیگر چشمی گریان نشود.تا حرمت ها شکسته نشود . تا دلهانشکند وتا غمها در دلمان به جای عکس خوشبختی مسکن نگزیند."

همه اینها را گفتم که فضای اربعینی که گذراندم شرح دهم.عزاداری برای امام حسین که با عزاداری های دیگر قدری فرق می کرد.احساس میکردم آن روز دلها شیشه­ای بود و اشکها قیمت داشت.گرچه قیمت این اشک ها بیش از آنی بود که پرداخت می­شد.تاوان اشتباهات کوچک برادرانمان و حتی شاید تاوان پا گذاشتن به دنیای خاکی این نیست که پشت میله های زندان بمانند.من مطمئنم که ما میهمان نواز خوبی برای هدیه  خداوند نبودیم.آنجا خانه خدا در دست کودکانی بود که به شوق برآورده شدن آرزویشان به دورش طواف میکردند.روح خدایی جریان داشت. کودکانی که در میان جمعی غریبه خجالت میکشیدند از روزگارشان حرف بزنند.آن روزگار تلخ و دردناکی که گاهی فراموش میکردی تمام  این ها برای یک کودک اتفاق افتاده است.اما روزگار که تلخ نمی شود این ماییم که تلخش می کنیم و این کعبه های کوچک در دست حجاجی بود که حجشان را فرا تر از خانه ی خدا لبیک گفتند.آنها در دلشان طواف کردند

                                                            حجشان مقبول

                                                            آیدا یادگاری



طبقه بندی: گزارش همایش ها، 
دنبالک ها: سایت طفلان مسلم، وبلاگ طفلان مسام، جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1387 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
همایش طفلان مسلم در کانون اصلاح و تربیت

 برای طفلان مسلم دیروز می گرییم

آیا برای طفلان مسلم امروز

 

 

همایش

                       طفلان                           

                                                مسلم  

 

 

     وجود کانون اصلاح و تربیت نمادی از کاهلی ما در حسینی زیستن است

 

 

حسین زمان بودن سخت است.نه از این جهت که یزید با نیزه گلوی طفلان مسلم را می درد.بلکه از این رو که فقر به تاراج انسانیت ها می شتابد و جهل راه اندیشه ها را سد میکندو و قربانیانی از معصوم ترین قشر جامعه یعنی کودکان ساخته میشود

خواستیم حسین زمان خود باشیم.پس به سوی درد دیده ترین نوجوانان جامعه شتافتیم که از بند نا آگاهی ها رهایشان کنیم و از شما دعوت می کنیم تا در مسیر آزاد سازی و حمایت بعد از خروج این نوجوانان همراهمان باشید

 

 

            در این مراسم روحانی مقدم تمام شما بزرگواران را گرامی میداریم

 

 

 

زمان:اربعین حسینی –دوشنبه28/11/87 _ساعت 15

 

آدرس:شهر زیبا-انتهای بلوار ـآیت ا.... کاشانی _خیابان کانون_ کانون اصلاح و تربیت

 

رابط اجرایی طرح:   09123165045

 

 

 

جمعیت امداد دانشجویی_مردمی امام علی(ع)

ثبت شده در وزارت کشور و نیروی انتظامی به شماره ثبت 19061

سال تاسیس:1379

دفتر مرکزی در دانشگاهها:دانشگاه صنعتی شریف

تلفن دفتر ستاد:02155154165

www.the1stbigbrother.com

 

 

 

 



طبقه بندی: اعلام برگزاری همایش،  طرح طفلان مسلم، 
دنبالک ها: جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)، وبلاگ طفلان مسام، سایت طفلان مسلم،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1387 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
رقص مرگ در جشن تولد 18 سالگی

"برای طفلان مسلم دیروز می گرییم.آیا برای طفلان مسلم امروز می کوشیم؟"

 

بیایید نگذاریم رقص جشن تولد 18 سالگی خسرو بر فراز چوبه دار اجرا شود و بیایید زندگی را به او هدیه کنیم

 

خسرو شرور نبود.قاتل زنجیره ای هم نبود.هر چند که اگر همه اینها هم بود بازهم فقط یکبار بر سر دار میرفت.خسرو کودک کار بود.او نوجوان 15 ساله غیرتمندی بود که برای کار و امرار معاش خانواده بی سروسامانش از جنوب ایران به تهران سفر کرد.هنوز چند روز از سفر او به تهران نگذشته بود که زندگی بی رحمی  خود را به بدترین شکل به این پسر15ساله می­نمایاند.خسرو به تحریک عده ای که پدر بیمارش را به تمسخر گرفته بودند سهوا باعث قتل فردی هتاک و معتاد به کراک میشود.شهر تهران و ساکنینش نمیدانند که خسرو 3 سال است که هر شب را با کابوس جشن تولد 18 سالگی اش بر فراز چوبه  دار به صبح میرساند.اکنون لحظه به لحظه به آن روز نزدیک میشویم.در حالیکه اکثر ما تهرانیها از میهمان چند روزه خود واز مهمان نوازی خود در این پایتخت آرزوها خبر نداریم و به قول استادی بزرگوار:

"خسرو به جای همه ما بر سر دار خواهد رفت"

 

اینک ای دوست عزیز رسالتی بر دوش ماست که اگر توجه نکنیم فردا توان جوابگویی نخواهیم داشت و دست کم در مقابل انسانیت خود برای همیشه خجل خواهیم بود. دیه­ای که برای او تعیین شده 40 میلیون تومان است که تاکنون فقط قسمتی از آن تامین شده است . اربعین سفر خسرو در تهران به پایان میرسد و ما که نشستیم شرمنده از دلمان میشویم و شرمنده از تمام کودکانی که در کانون اصلاح و تربیت به رهایی خسرو فکر میکنند.آنها به دست آدم بزرگهایی نگاه میکنند که پرونده قضایی آنها پاک پاک است و یاد میگیرند که.........

            ای دوست دریا دل اکنون هر کمک ناچیز من و تو می تواند خسرو و خسروها را گامی از چوبه دار دور کند.پس اگر فکر میکنید حتی به احتمال یک درصد کسی هست که بتواند بخشی از بهای رهایی خسرو را بپردازد داستان خسرو را برایش بگویید.باشد که روحهای بیداری باشند که او را نجات دهند.

ما ایمان داریم که مردم ایران خسرو را نجات خواهند داد.چنانچه مبلغ جمع آوری شده بیش از نیاز آزادی خسرو باشد در صورت تمایل خیرین محترم صرف آزادی دیگر کودکان انتظار میشود که به تشخیص کانون اصلاح و تربیت افرادی اصلاح پذیرند و بیوگرافی آنها در سایتهایی که ذیلا معرفی میشود موجود است .ودر غیر اینصورت به گواهی مدارک موجود در کانون کمک فرد  به وی عودت داده خواهد شد.

"پس بشتابیم که آورنده نوش دارو پس از مرگ سهراب نباشیم

www.teflane-moslem.com

www.teflan.blogfa.com

www.hodhod60.blogfa.com

 

 

_ شماره حساب طرح طفلان مسلم:

 

1407952162حساب جام.بانک ملت .بنام جمعیت امام علی­­(ع)

 

 

تلفن رابط طرح(رهایی و احیا کودکان انتظار در کانون اصلاح و تربیت):_

                                                09123165045        آقای کریمی

 

 



طبقه بندی: طرح طفلان مسلم، 
دنبالک ها: جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)، هدهد، سایت طفلان مسلم، وبلاگ طفلان مسام،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1387 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
"کودکان کار و خیابان"

             "  کودکان کار و خیابان"

"منتظر یاریتان هستیم"

تا بتوانیم با همیاری یکدیگر فردای سبزی را برای "کودکان کار و خیابان"بسازیم.

"گروه فرهنگی اجتماعی کیانا"با هدف سازماندهی و آموزش وتوانمند سازی  "کودکان کار و خیابان" که به دلیل بی سرپرستی یا بد سرپرست بودن ناگزیر به انجام کارهای خیابانی (واکسی-دستفروشی و...) هستند در سال 1382 با اخذ مجوز از وزارت کشور شروع به کار نمود.

فعالیتها:

1-شناسایی کودکان و نوجوانانی که به هر دلیل بویژه شاغل بودن آنها از امکانات  آموزشی و تحصیلی محرومند.

2-جذب کودکان و نوجوانان هدف.

3-جذب نیروهای داوطلب جهت اجرای برنامه ها.

4-فراهم نمودن فضای آموزشی و تحصیلی مورد نیاز برای روزهای جمعه و تعطیلات.

5-جذب کمکهای نقدی و غیر نقدی برای هزینه های جاری آموزش و سایر مایحتاج.

 

گروه فرهنگی اجتماعی کیانا در جهت کمک به کاهش آسیب های جسمی و روحی و نیز بزهکاری    این کودکان و نوجوانان که مشغول به کار در سطح کرج هستند ونیز در جهت توانمند سازی آنان دستان گرم و یاری گر شما شهروند عزیز و نوع دوست را می فشارد

موارد نیاز موسسه(دختر و پسر):

1-انواع کتاب سالم و قابل استفاده برای سنین 6 تا 15 سال

2-انواع اسباب بازیهای سالم و قابل استفاده  برای سنین 6 تا 15 سال

3-البسه سالم وقابل استفاده

4-کمک جهت بازسازی فضای آموزشی که به دلیل قیمت پایین رهن آن از حداقل استاندارد فضای آموزشی نیز برخوردار نبست.

5- کمکهای مالی بویژه آنکه بتوانیم به طور ثابت ماهانه روی آن برنامه ریزی دراز مدت نماییم.

6-یک نفر پزشک که حاضر باشد در هفته تعدادی از این کودکان را ویزیت نماید .

7-فردی که ایاب وذهاب10 کودک به مطب پزشک را در صورت عدم حضور پزشک در موسسه متقبل شود.

امید است با همیاری شما دوست عزیز بتوانیم در آینده افرادی سالم و صالح ومفید از میان همین کودکان به جامعه تحویل داده و از لذت معنوی آن در تمام عمربرخوردارباشیم

 

kana group is a nongovernmental organization which tries to give educational and medical services to labor children

                                   

www.kiyana.ir

kiyanango@yahoo.com

http://kiyanango.blogfa.com

 

 

آدرس موسسه:کرج-میدان امام حسین-خ صدوقی (ساسانی)-خ صالحی-

کوچه تیموری-پلاک4                                                      

تلفکس: 2801546-0261

شماره حساب:21842 بانک ملی شعبه مرکز ی کرج_کد( 2126)

 

لطفا این متن را برای دوستانی که احتمالا مایل به همکاری میباشند ارسال نمایید

                                              باتشکر از همکاری شما                       

                                                  



طبقه بندی: آموزش و ساماندهی کودکان کار و خیابان، 
دنبالک ها: آموزش و ساماندهی کودکان کار و خیابان، کودکان کار،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1387 توسط صفا رحمانی | نظرات ()
موضوعات
مطالب اخير
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
آمار سايت